ابو القاسم راز شيرازى
417
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
مؤمن ، كسى است كه تصديق كند بر ربوبيّت حقّ تعالى و بر تقديرات و ارادات او دربارهء عباد خود ؛ فعلى هذا ، مؤمن نسبت مىدهد توليت و مباشرت اقسام و ارزاق را به نفس حقّ تعالى ، بدون سببى از قبيل سعى و تلاش خود در دنيا ؛ زيرا كه ربّ حقيقى [ كه ] خلقت فرمود عباد را ، تربيت مىكند عباد را ؛ و از لوازم تربيت ، آن است كه ما يحتاج آنها را به قدر قسمت ، آماده و مهيّا كند كه رفع حاجت ايشان شده باشد ، تا توانند به اوامر و نواهى او مشغول گردند ؛ چنانكه مولاى ظاهرى ، ما يحتاج بندگان خود را ضامن است و مىرساند ، مولاى حقيقى ، اجلّ از آن است كه فروگذاشت كند بندگان خود را ، اگرچه آبق « 25 » و عاصى و كافر باشند . بعد مىفرمايد : قناعت به مقسوم ، باعث استراحت از همّ و حزن و تعب است ؛ زيرا كه : چه تعب و حزن است بالاتر از اينكه طالب شود مرد چيزى را به زحمات و مشقّات ، و آخرالامر نيابد آن را ؛ و آن ، نعمت غير مقسوم و مرزوق اوست كه محال است ادراك آن . پس قناعت به مقسوم ، موجب استراحت است ؛ و چه خوب فرموده است جناب « لسان الغيب » ( ره ) : « بشنو اين نكته كه خود را ز غمْ آزاده كُنى * خون خورى گر طلبِ روزىِ نَنْهاده كُنى » « 26 » و هر قدر ، ناقص شود از قناعت مؤمن ، زياد مىشود در طمع و رغبت او در دنيا ؛ و اين دو خصلت ، اصل هر شرّند كه مىكشانند صاحب خود را به سوى آتش ، و به قدر اين دو صفت ، نجات نيابد صاحب آنها از آتش ؛ زيرا كه معلوم گرديد كه
--> ( 25 ) - گريزپا ( 26 ) - « ديوان حافظ » : 389